تبليغاتX
فعالان مردمی حامی دکتر احمدی نژاد کاشان - مدعیان اصلاحات و خط امامی های دروغین 3

                         مدعیان اصلاحات و خط امامی های دروغین 3

آقاي محتشمي پور در مراسم ختم مرحوم آيت الله توسلي براي دومين بار در دفاع از نهضت آزادي به موضوعي اشاره مي كنند كه تا بحال سند آن را ارائه نداده اند:
«... وقتي آن فرد (به امام «ره») گفتند اينها عليه مقام ولايت فقيه يعني شخص شما صحبت مي كنند؛ امام فرمودند خب صحبت كنند مگر من از اصول دين هستم كه اگر كسي عليه من سخن گفت از اسلام خارج است...»(1)
با فرض قبول اين سخن از طرف امام(ره)، همانگونه كه در رهنمود فوق نيز ملاحظه مي شود. حضرت امام(ره) بدون احساس هيچگونه ناراحتي از توهين ها به خودشان تنها و تنها در خدشه دار شدن اصول و معيارهاي اسلام ناب محمدي احساس نگراني مي نمايند و بهمين علت در پاسخ به نامه آقاي محشتمي پور علت رد صلاحيت نهضت آزادي را براساس معيارهاي الهي و دوستي و دشمني با انقلاب اسلامي مي دانند:
«در هر صورت به حسب اين پرونده هاي قطور و ملاقات هاي مكرر اعضاي نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند، ملتهاي مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرنها سر بلند نمي كرد.»(2)
در همين راستا حضرت امام در آخرين ماههاي عمر خويش (حدود سه ماه قبل از رحلت) علت قبول نخست وزيري بازرگان و اعضاي نهضت آزادي در دولت موقت را اينگونه توضيح مي دهند:
«... من امروز بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچون گذشته اعتراف مي كنم كه بعض تصميمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمه كشور به گروهي كه عقيده خالص و واقعي به اسلام ناب محمدي(ص) نداشته اند، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي رود، گرچه در آن موقع هم شخصا مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحرافات انقلاب از تمامي اصولش و هر حركت به سوي آمريكاي جهانخوار قناعت نمي كنند، در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادعا هنري ندارند. امروز هيچ تأسفي نمي خوريم كه آنان در كنار ما نيستند، چرا كه از اول هم نبوده اند. انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد و ما هنوز چوب اعتمادهاي فراوان خود به گروهها و ليبرال ها مي خوريم...»(3)
بهمين دليل حضرت امام (ره) علي رغم شرايط خاص روزهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي با دقت و حساسيت خاصي رفتار دولت موقت را پي گيري مي فرمودند:
«... من از اول خلجاني در ذهنم حاصل مي شد راجع به بعضي اينها، لكن صبر كردم. صبر كردم و نصيحت كردم و نصيحت كردم، صبر كردم... بسياري اوقات، آنها را به مسائل اسلامي دعوت كردم، به عمل به قانون دعوت كردم، به حفظ و حراست جمهوري اسلامي دعوت كردم، كم كم احساس من زياد شد. تا وقتي كه مي بينم آن جناح منافق در ميدان است و تأييد مي كند تا وقتي كه مي بينم آن جبهه اي كه بر ضد اسلام است تأييد مي كند. براي من تكليف شرعي است، تا ديگر تأييد نكنم... آقايان هرچه صحبت مي كنند و هر جا مي روند صحبت مي كنند، هم و غمشان اينست كه اين جمهوري اسلامي به درد نمي خورد! ما حتما بايد يا در آغوش آمريكا باشيم تا بتوانيم زندگي كنيم، يا در آغوش شوروي و چون شوروي الحاد دارد و آمريكا موحد است! و خيلي صحيح است و خوب است، يا كمتر از او بد است، ما خوب است همراه اينها باشيم اين چه فكري است كه شماها داريد؟ چرا بايد اينطور باشد؟ من بسيار متأسفم! من بسيار متأسفم! اينكه مرا به درددل وادار مي كند مقابله با اين جمعيت است...»(4)
و در جاي ديگر درباره كوشش اعضاي نهضت آزادي در عدم تثبيت جمهوري اسلامي در راستاي سياست هاي آمريكا مي فرمايند:
«... يك جرياني در كار است كه آن جريان انسان را از اين معنا مي ترساند كه بخواهد به طور خزنده اين كشور را باز هل بدهد طرف آمريكا، بخواهند از اين راه پيش بروند...، اگر احتمال اين معنا را بدهيم كه اين جرياني كه در روزنامه ديده مي شود و ديده شده، جريان براي اين جهت باشد كه اين كشور را نگذارند ثبات پيدا بكند. بايد دنبال كنيم آن قضيه رفراندوم و قبل از او قضيه طرح آنكه مجلس خبرگان منحل بشود كه در زمان دولت موقت اين طرح شد و بعد هم معلوم شد كه اساسش از اميرانتظام(5) بوده و آن مسائل. آن وقت آمدند آقايان پيش ما، همه اين آقاياني كه آقاي بازرگان و رفقايش گفتند: ما خيال داريم اين مجلس را منحلش كنيم. من گفتم شما چكاره هستيد اصلش كه مي خواهيد اين كار را بكنيد. شما چه سمتي داريد كه بتوانيد مجلس را منحل كنيد؟ پا شويد برويد سراغ كارتان. وقتي ديدند محكم است مسئله كنار رفتند...»(6)
و با تشريح علل غربزدگي آنان، و با انتقاد از مواضعشان نسبت به رفراندوم جمهوري اسلامي مي فرمودند: «... تعديل كنيد خودتان را، اگر از خودتان شروع نكنيد نمي توانيد اصلاح كنيد. وزارت خانه ها را اصلاح كنيد همه درد و بلاي ما اينست كه ما غربزده هستيم. ما سالهاي طولاني زير بار غرب بوديم زير بار آمريكا بوديم، سالهاي متمادي مأنوس شديم ما. اصلا قلوبمان قلوب غربي است، متبدل شديم به يك انسان غربي. به اين زودي نمي توانيد شما برگرديد. لكن همت كنيد برگرديد. شما حالا مي خواهيد بگوييد روي پاي خودمان مي خواهيم بايستيم، باز هم رنگ غربي؟! حالايي كه مي گوييد روي پاي خودمان، باز هم «جمهوري دمكراتيك»؟! يعني جمهوري غربي؟! مستقليم ما، ما مي خواهيم مستقل باشيم. ما اسلام است مذهبمان. ما قوانينمان قوانين اسلام است. قوانين قوي اسلام است...»(7)
حضرت امام(ره) علي رغم تمامي توطئه هائي كه نهضت آزادي در راستاي سياست هاي آمريكا عليه انقلاب اسلامي بكار مي گرفتند، به انحاء گوناگون سعي فراواني در هدايت آنان روا مي داشتند بگونه اي كه در پيام شهادت دكتر مصطفي چمران 1360.4.1 مي فرمايند:
«... چمران عزيز با عقيده پاك و خالص غيروابسته به دستجات و گروههاي سياسي و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او سرافراز زيست و با سرافرازي شهيد شد و به حق پيوست. هنر آنست كه بي هياهوهاي سياسي و خودنماييهاي شيطاني براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنرمردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت روانش شاد و يادش بخير. و اما، ما مي توانيم چنين هنري داشته باشيم؟ با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند...»(8)
و در همان روز طي سخناني فرمودند:
«... اين نقشه اي كه مدتها در كار است، و نقاشان بي خبر از خدا دنبال شكل دادن آن بودند و من مطالعه مي كردم در حال آنها و در وضع آنها، بالاخره با ناشيگري خودشان را لو دادند و باطنشان را ظاهر كردند و ملت فهميد كه اينها چه كاره اند، با يك صورت اسلامي و حق به جانب در اين مملكت آمدند، و نقشه شوم قدرتهاي بزرگ را، يعني آمريكا را، مي خواستند در اين كشور پياده كنند، اينها ملت را نشناخته بودند، اينها ملت اسلامي را نشناختند، اينها با همه هوششان و با همه علمشان اين علم را نداشتند كه ملت اسلام يعني چه و قدرت اسلام يعني چه، اينها خواستند راه را براي آمريكا باز كنند و آمريكاييان همه دور پرچمشان جمع شدند. نصيحت من را گوش نكردند و مصلحتي كه من بر آنها مي انديشيدم و براي كشور خودمان، از آن غفلت كردند و آنچه كه من مي خواستم نشود، شد...»(9)
و در قسمتي ديگر از اين سخنراني مي فرمايند:
«... من در حالات همه تان مطالعه كردم و مي كنم و نمي خواهم كه منتهي بشود آن رايي كه من دارم به اينكه شما- خداي نخواسته- ديگر در فكر اسلام نيستيد. همه فكر خود هستيد. مگر من و شما چند سال ديگر هستيم؟ مگر شماها چقدر مي خواهيد عمر بكنيد؟ مگر شما هر مقامي هم پيدا بكنيد از مقام رضاخان و محمدرضا خان بيشتر مي شود؟ عبرت بگيريد! عبرت بگيريد از اين حوادث تاريخ، تاريخ معلم انسان است، تعليم بگيريد از اين حوادثي كه در دنيا واقع مي شود. شماها چند سال ديگر نيستيد در اين عالم، چمران هم نيست، چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا كرد و در اين دنيا شرف را بيمه كرد و در آن دنيا هم رحمت خدا را بيمه كرد ما و شما هم خواهيم رفت، مثل چمران بميريد...»(10)
اميد آنكه آقاي محتشمي پور نيز عبرت بگيرند و...

(1) روزنامه اعتماد ملي 1386.11.30 (بايد مانع تحريف انديشه هاي امام(ره) شد)
(2) صحيفه امام ج 14 ص 491
(3) صحيفه امام ج 21 ص 285
(4) صحيفه امام ج 14 ص 455
(5) اميرانتظام سخنگوي دولت موقت كه بعدها اسناد جاسوسي وي از لانه جاسوسي آمريكا بيرون آمد.
(6) صحيفه امام ج14 ص 438
(7) صحيفه امام ج 16 ص 333
(8) صحيفه امام ج 14 ص 478
(9) صحيفه امام ج 14 ص 485
(10) همان ج 14 ص 491

+ نوشته شده توسط مردمی در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 18:1 |