جادوی انگشتان شیخ شوکولاتی و سحر کلام حافظ
توصیه حافظ به شیخ شوکولاتی
فضول عقل حکایت بسی کند ساقی تو کار خود مده ز دست و می به ساغر کن
چرا حافظ هیچ وقت با شیخ شوکولاتی شوخی نمی کند و همیشه شاعرانه ترین لحظه هایش را به او هدیه می کند به مردی که بیش از این که شبیه مردان سیاست باشد شبیه کسانی است که می به ساغر می کند واقعیتی که بارها خاتمی در دوران شاعرانه خادمانه خائنانه خواهرانه( ا وا خواهر هنوز اصلاح نشدی ببخشید اصلاح نکردی)به آن اعتراف نموده و نقش خود را در دوران اصلاحات فقط یک تدارکاتچی دانست . او اقرار می کند اگر در اصلاحات تدارکاتچی نبود می توانست کارهای خائنانه ی خواهرانه تری انجام دهد پس شیخ اجل حافظ شیرازی در شاعرانه ترین لحظه ها ی شب یلدای 87 آنهم در حالی که سرمایه از ناکجا آمده بنیاد باران دیگر خرج های اضافی جشن های کبریت های بی خطری هچون دوستان چلچراغی مردی با عبای شوکولاتی در شب چله را بخاطر در پیش بودن هزینه های گزاف ریاست جمهوری دهم به صلاح نمی داند به او اعلام می دارد که مردد بودن چند ماهه اخیر او برای شرکت در انتخابات به صلاحش بوده و بهتر است به همان نقش ریاستش در بنیاد باران و تدارکاتچی بودن برای تازه به دوران رسیده های اصلاحات و می به ساغر رجل عتیقه و همیشه خمار مرکز ویران شده گفتگوی تمدن هایش مشغول باشد البته اگر شیخ شوکولاتی باز هم تفعلی به حافظ بزند مطمئن باشید که این بار هم حافظ شیرین ترین لحظاتش را به او هدیه خواهد کرد و با این بیت او را همراهی خواهد نمود هرچند اگر چه این بیت از سروده های حافظ هم نباشد به یک باره در دیوان او تجلی خواهد یافت چون حافظ شرط کرده فقط و فقط به نیت او بسراید و به او تقدیم کند بیت مورد نظر در لابلای انگشتان نرم و پنبه ای خواهرانه مردی ؟!!!!!!!!!! با عبای شوکولاتی جلوه گر می شود که :
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری

