باهنر به من گفت در ستاد موسوی رفتوآمد داشتم
گروه سياسي- انتخابات دهم رياست جمهوري، حوادث پس از آن، موضعگيريهاي فعالان سياسي بهخصوص
نمايندگان مجلس و ماجراهايي كه اخيراً در مجلس اتفاق افتاد، با مهدي كوچكزاده، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس، در تبيين، چرايي و ريشهيابي این مسائل به گفتوگو گذاشته شد.
رابطه دولت نهم و مجلس هشتم، با توجه به موضعگيريهايي را كه مجلس خصوصاً هیئت رئيسه قبل و بعد از انتخابات انجام داد، چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اگر بخواهيم از رابطه مجلس و دولت، خصوصاً مجلس هشتم و دولت نهم ارزيابي درستي داشته باشيم، بايد ابتدا جرياناتي را كه در مجلس وجود دارد، تبيين کنیم. به تفكيك و با مرزبنديهاي مشخص در مجلس يك مجموعه محدودي افراد مؤثر داريم، همچون رئيس و مجموعه رؤسا و دستاندركاران كميسيونها كه اين مجموعه يك جريان تأثيرگذار هستند و من از آنها بهعنوان مؤثرين نام ميبرم. مجموعه ديگر، بدنه مجلس است. در اين خصوص تفكيكي با عنوانهاي اصولگرايي و اصلاحطلبي نداريم. نگاه ما در اينجا كلي است. نگاه اين 2 جريان هم به مسائل متفاوت است. يعني مؤثرين با دولت يك حساب و برخورد دارند، بدنه نمايندگان هم حساب و برخوردي جدا.
اين 2 جريان، يعني مؤثرين و بدنه مجلس، چه اصول و ملاكهايي را براي برخورد با دولت در نظر ميگيرند؟
فكرمي كنم اگر بدنه مجلس به حال خود گذاشته شود، با توجه به روحيه خدمتگزاري كه دولت دارد، اين بدنه با دولت همراه خواهد بود و مشكلي هم ندارد. بالاخره هر نمايندهاي، در شهر و حوزه انتخابيهاش وقتي سفرهاي استاني انجام ميشود، ميبيند كه دولت واقعاً قصد نوكري و خدمتگزاري دارد. ممكن است از 100 مصوبه دولت، 20مصوبه هم اجرايي نشده اما 80 مصوبه اجرايي ميشود. اين نماينده با توجه به قدرت تعقل خويش ميتواند حال را با گذشته مقايسه كند وبا در نظر گرفتن انصافش، در دل قدردان دولت باشد. بيشتر از اين هم چيزي نميخواهد، مثلاً بخواهد كه مديركل آموزش و پرورش در شهرش فلاني باشد. اين حداكثر به اصطلاح دايره تأثير و خواسته يك نماينده از جنس بدنه مجلس است. اما آقاياني كه در سياستگذاريهاي كلان كشور براي خود سهم قائلند، همچون آقايان باهنر و لاريجاني از رئيسجمهور خواستههايي دارند، كه ايشان برآورده نميكند.
چه خواسته هايي؟
بالاخره آقايان در قدرت و عرصه سياست كشور، سهم ميخواهند مثلاً وقتي ميگويند، فلاني بشود وزير نفت، بايد بشود وزير نفت! آقاي احمدينژاد هم اهل اينگونه معاملات نيست! لااقل در دولت دهم قول داده كه به هيچ وجه با توصيه كسي همكارانش را انتخاب نميكند. البته در دوره قبل هم خواستش بر اين بود، اما آنگونه كه خودشان گفتهاند، تا حدودي، تحت فشارهاي جريانات سياسي قرار گرفتند.
يعني تقابل با دولت تنها ريشه در برآورده نشدن خواستههايشان دارد؟
افراد مؤثر سياسي در مجلس، به خاطر عدم برآورده شدن حاجات غيرمشروعاشان چنين برخورد ميكنند. غيرمشروع هم از اين لحاظ است كه رئيسجمهور، خود بايد وزرایش را انتخاب كند نه اينكه به توصيه من و شما، وزير انتخاب كند، دولت كه شركت سهامي نيست كه مثلاً آقاي...2وزير، آقاي ...3وزير و آقاي ... 4 وزير راتوصيه كنند!
به همين خاطر مؤثرين كه در بدنه مجلس هم افراد تابع و وابسته دارند (و اين وابستگي دلايل مختلفي دارد، از جمله كمكهاي مادي در انتخابات، حمايت احزاب و گروهها از آنان و...) در موضوعات يا مقاطع خاص، زماني كه دولت بايد از مجلس رأي موافق بگيرد، به خاطر برآورده نشدن حاجاتشان، اعمال نفوذ ميكنند.
مثل لايحه هدفمندكردن يارانهها؟
بله. اين لايحه كه خوب بود، چرا كه جاي توجيه بسياري براي عدم رأي آوري داشت. اما ايراد گرفتن به شروع ساعت كار بانكها، شروع كار ادارات و... برخوردهايي بود كه مجلس با دولت كرد. اينها ديگر بهانه گيري و چوب لاي چرخ دولت گذاشتن است. يا مثلاً طرح سؤالاتي كه از وزراء ميشود. من الآن حضور ذهن ندارم. ولي وقتي نگاه ميكني، ميبيني مطلب به حدي ساده است كه با يك تذكر شفاهي هم قابل پيگيري است، اما مسئله را ميكشانند در حد سؤال مكتوب وگاهي استيضاح! البته اين سخنان به معناي تطهير دستگاه هايي دولتي از مشكلات و نقاط ضعف نيست، ولي واقعيتش اين است كه از اين طرف بيحد و حساب عقده گشاييهاي سياسي انجام گرفت.
در اين ميان آيا مرز انتقاد و تخريب درخصوص عملكرد دولت از سوي نمايندگان رعايت شد؟
اصلاً يكي از دلايلي كه ديگر نميشد، عيبهاي واقعي دولت را گوشزد كرد، اين عقدهگشاييهاي افراطي بود كه از اين طرف صورت ميگرفت.
ما گفتيم، اگر جايي هم ايراد است، ديگر به زبان نياوريم چرا كه بيانصافانه دولت را ميزدند، آن هم كدام دولت؟، دولتي كه در مسائل كلان و اصولي نظام همراه بود، هيچ مشكلي نداشت. در بحث سياست خارجي، عدالت اجتماعي و اين قبيل مسائل كه اصول نظام ماست، دولت كاملاً همراه و مواضعش مورد تأييد مردم و رهبري نظام بود. آن وقت با اين دولت، اينقدر نابهنجار رفتار كردند كه واقعاً هركس ديگري بود، ميگذاشت و ميرفت. به نظر من آقاي احمدينژاد يك طاقت فوق تصوري دارد.
فكر ميكنيد آقاي احمدينژاد چه انگيزهاي براي ادامه كار با اين شرايط داشت و دارد؟
هيچ رفتاري حاكي از اينكه در جهت قدرتمندي در آينده باشد، از آقاي احمدينژاد مشاهده نميشد.
با اين تفاسير، خدمتگزاري در شرايطي كه شب و روز، بر سر آدم بزنند، چه لطفي دارد، الا اينكه يك فردي ايمان قوي داشته باشد و بخواهد براي رضاي خدا كار كند، اگر غير از اين بود، حتماً كار را رها ميكرد. يكي از دلايل من براي اين كه آقاي احمدينژاد ايمان قوي دارد، همين است. چون هيچ چيزي براي خود نبرده است، فقط ناسزا شنيده است!
اين تقسيمبندي كه از مجلس گفتيد، در انتخابات دهم رياستجمهوري تشديد شد، دليلش چه بود؟
به واسطه اين كه مؤثرين تصور غلطي داشتند از فضاي جامعه و مردم و فكر ميكردند كه آقاي احمدينژاد در اين دوره رأي نميآورد.
و همه تلاششان را براي رأيآوري آقاي موسوي انجام دادند؟
دقيقاً. اينها مسائلي نيست كه بخواهند انكار كنند. همان گونه كه آقاي باهنر تا به حال انكار نكردند. خود ايشان به من گفت كه در ستاد آقاي موسوي رفتوآمد داشتم. حالا شما خود بخوانيد حديث مفصل از اين مجمل! و در آن سو، مواضعي هم كه آقاي لاريجاني در اين اواخر، بعد از انتخابات اتخاذ كردند، روشن ميكند كه اگر نگوييم به آقاي احمدينژاد رأي ندادند، حداقل اين را ميتوانيم بگوييم كه تمايلي هم نداشتند كه او رأي بياورد.
با اين تفاسير ارزيابياتان از رابطه دولت دهم با مجلس هشتم با توجه به در پيش بودن رأياعتماد كابينه، چگونه است؟
با اين تفاسير، اگر منويات شخصي و نفسانيات خودشان را كنترل نكنند، به عرصههاي تقابلي شديدتري در دولت بعد خواهد انجاميد.
مثل طرحي كه چهارشنبه (10 تير) تصويب شد؟ (طرح دو فوريتي اصلاح قانون بودجه سال 88)
فكر ميكنيد اين طرح چه بود؟ آمدهايد در بودجه همين مجلس 8500 ميليارد تومان منابع را كاهش داديد. خيلي خوب. بعد هم گفتيد حالا كه پول نداريد، از هر جا كه خودتان خواستيد، كم كنيد. دولت هم آمد هم از بودجه بسيج، هم از بودجه دانشگاهها و هم از بودجه مجمع تشخيص مصلحت نظام كم كرد.حالا بعد از 4 ماه آقايان يادشان آمده كه بودجه 6 ميلياردي مجمع را چرا كرديد فلان قدر! نكتهاي هم كه در اين ميان وجود دارد، اين است كه متن طرح مشكل دارد! وقتي گفته ميشود اين كاهش عليالسويه صورت بگيرد، حاكي از غيرعلمي، غيركارشناسي و لجاجتآميز بودن طرح است. چرا كه موضوعات مختلف در كشورها، حساسيتاشان به كمبود اعتبار بودجه فرق ميكند. اين طرح همچنين نشان ميدهد كه مؤثرين مجلس از نوع تصميمگيري دولت در كاهش بودجههاي سازمانها و وزارتخانههاي مختلف راضي نشدهاند. من اسم آن را ميگذارم كارشكني نه همكاري و اين دقيقاً همان كاري است كه رهبر معظم انقلاب گفتند، نكنيد!
صحبت از بیانات مقام معظم رهبري كرديد، با توجه به اينكه تقريباً
سهشنبه 9 تير در جلسه علني، آقاي باهنر از تريبون باز مجلس به يكي از نمايندگان توهين كرد. در حالي كه خود او اشاره ميكرد كه هنوز يك هفته از بيانات مقام معظم رهبري نگذشته است. خيلي عجيب است! شما خودت ميگويي يك هفته نگذشته، رعايت كنيد،
گيرم يك نمايندهاي از تريبون بسته، كه مردم هم نميشنوند، حرفي زده باشد كه حرف ناجوري هم نبود، شما چرا بايد از تريبون باز اسم بياوري و بگويي، آقاي رسايي شما به اندازه كافي عربده يا نعره كشيدهاي؟! اينها نشاندهنده اين است كه ما عليرغم ادعاهايمان در عمل خيلي پايبند نيستيم. همه هم همين گونه رفتار ميكنيم!
فرموديد، بدنه مجلس همراه است...
اگر بگذارند. در عرايضم گفتم كه اگر مؤثرين بگذارند!
پس الآن، بدنه مجلس به حال خودش نيست؟
بله تأثيراتي وجود دارد

